تیم دو نفره!

من و محمد تو چابهار با هم آشنا شدیم، یعنی شروع دوستیمون از اونجا بود. البته کسی واسطه این دوستی شد که به نظر من مهمترین کاری که تو زندگیش کرد همین بود! حالا بی خیال این قضیه میشیم، غرض از نوشتن این مطلب این بود که اعلام کنم از امروز محمد هم تو این وبلاگ مینویسه، همین!

ارسال شده در نوشت. بیان دیدگاه »

روزهایی که گذشت

یادآوری خاطرات انسان رو دچار حالات خاصی می کنه؛ یه سری از خاطرات باعث میشن شما بخندین، یه سری دیگه رو که یادتون میاد اشک تو چشاتون جمع میشه (حالا این اشکه هم میتونه اشک از روی ناراحتی باشه، هم اشک شوق و خوشحالی)، یه سری دیگه از خاطرات هم هستن که آدم اصلا دوست نداره یادش بیاد و اعصابش میریزه به هم و الی آخر.

خاطرات دوران تحصیل، برای من، از اون دسته از خاطراته که هروقت یادم میاد میخندم، اونم نه خنده معمولی، سر بعضیاش قهقهه میزنم. اونایی که منو میشناسن و میدونن کجا درس خوندم ممکنه بپرسن زندگی تو چابهار چیش میتونه خنده دار باشه؟ شهری که از کمترین امکانات رفاهی هم بی بهره است! پارک و سینما که هیچ! یه هوای درست و حسابی هم نداره!

عرض کنم که کسایی که تو این 4 5 سال باهاشون تو چابهار زندگی کردم آدمایی بودن که هر کدومشون آخرِ یه چیزی بودن! مثلا، حبیب آخر اینترنت بود! محمد آخر آهنگ بود، مسیح آخر اقتصاد بود! اون یکی محمد آخر مرام و معرفت بود، حامد هم که آخر یه چیزی بود که الان نمی تونم بگم : ))))

هر روز زندگی اونجا با خنده شروع میشد، با خنده ادامه پیدا می کرد و با خنده تموم میشد. هیچ وقت یادم نمیره اولین شبی که تو چابهار برق رفت و بچه ها همه ریختن بیرون و شروع کردن یه شعری رو خوندن که بازم نمیتونم بگم (مربوط به خروس و همسایه و اینا میشد!). یا مثلا اون دوباری که آب بازی کردیم تو خونه و همه جامون خیس شد! کلا زندگی اونجا خنده بود و شوخی. کسی از کسی ناراحت نمیشد، اگه میشد، سریع موضوع رو تمومش میکردیم، نمیذاشتیم ناراحتی و کدورت باقی بمونه.

روزای اول چابهار خیلی سخت بود، هوای شرجی که داشت اصلا قابل تحمل نبود، درسته بعدا کم کم عادت کردیم اما بازم باهاش مشکل داشتیم، مثلا هر وقت هوا یه ذره گرم میشد من و حامد کل بدنمون شروع می کرد به خاریدن! از هوای گرمش اگه بگذریم، از نظر مواد غذایی هم اونجا خیلی وضعمون خراب بود، مرغ و گوشت رو از تهران میبردیم و غذای دانشگاه هم علیرغم پول زیادی که میگرفتن اصلا قابل خوردن نبود. از اینا هم بگذریم اولا یکی بود که اصلا به ما نمیخورد و یه ذره با کارایی که میکرد اشک ما رو درآورد اما خدا رو شکر کم کم از جمع ما جدا شد و ما هم یه نفس راحتی کشیدیم.

فیلم دیدن و آهنگ گوش کردن هم اونجا ته ژانر بود واسه خودش! یه سیستم صوتی راه انداخته بودیم با 4 تا بلندگوی زپرتی که چنان صدایی ازش در میومد که بیا و ببین. اون اولا که داشتیم زبان میخوندیم شبا من و حبیب میشستیم با هدفون فیلم میدیدیم که مثلا زبانمون خوب بشه (چون بقیه خواب بودن!). یه شبم چراغا رو خاموش کرده بودیم و ابی گذاشته بودیم و باهاش داد میزدیم!

خلاصه اینکه این چند سالی که چابهار زندگی کردم، علیرغم همه سختی هایی که داشت، از بهترین دوران زندگیم به حساب میاد و از اونجایی که  هر چیزی پایانی داره، دوران زندگی تو چابهار هم تموم شد. تموم شدن درسم این زندگی رو پایان داد. درسته، درسم تو مقطع لیسانس تموم شد و حالا من یه مهندس شدم، مهندس کامپیوتر و فن آوری اطلاعات! مسلما این خاطرات رو هیچ وقت فراموش نمی کنم و هر بار که دلم گرفت یاد اون موقع می افتم و می خندم.

پ.ن: قبلا راجع به خاطرات چابهار نوشته بودم و بعدا هم می نویسم، از این ناراحتم که چرا مثل محمد دفتر خاطرات نداشتم اون موقع!

1388/9/11

آیا میدانید یازدهم آذر یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت چه روز مهمی است؟ پاسخ های خود را برای ما بفرستید؛ به 5 نفر به قید قرعه و با رعایت کامل شئونات اسلامی یک عدد بوس کوچولو جایزه داده خواهد شد.

پی نوشت: جواب مسابقه در فرصت های آتی اعلام خواهد شد.

ارسال شده در نوشت. 2 دیدگاه »

بی پولی در یک نگاه

بی پولی فیلمی بود که یکشنبه با خانومم رفتیم سینما و دیدیم. به طور کلی فیلم قشنگی بود و به طور جزئی هم فیلم قشنگی بود که در ادامه این مطلب میگم چرا. البته هدف از نوشتن این مطلب نقد این فیلم نیست چون من نه سواد نقد فیلم دارم، نه حوصله شو! هدف فقط … هدف … راستش رو بخوای خودم هم نمیدونم هدفم چی بود، یعنی یادم رفت! حالا شما مطلب رو بخون، شاید آخرش یادم اومد.


بی پولی قشنگ بود! چرا؟ عرض می کنم خدمتتون! اول اینکه بازیگرایی که تو این فیلم بازی می کردن همه بازیگرای با تجربه و کار بلدی بودن. از لیلا حاتمی بگیر تا سیامک انصاری. به نظرم این فیلم بازیگر ضعیف نداشت اصلا و همه بازیگرا خیلی خوب به وظیفشون عمل کردن. مخصوصا بهرام رادان که نقش یه جوون یه دنده رو داشت که به فکر آبروش بود و نمیخواست کسی بفهمه که بی پول شده و حبیب رضایی که نقش یه کلاهبردار نما رو بازی می کرد! کلاهبردار نما به این دلیل که طفلک قصدش کلاهبرداری نبود که، کارایی می کرد که آدم فکر می کرد کلاهبرداره اما طفلک بد شانس بود. بابک حمیدیان هم نقش یه انسان لال رو به خوبی بازی می کرد.

بی پولی قشنگ بود، چون داستانش قابل باور بود و ممکن بود برای هر کسی تو هر شرایطی اتفاق بیوفته! پسر جوونی که درست بعد از ازدواجش سر یه  سری مسائل بیکار میشه و کم کم بی پول. این داستان شاید داستان زندگی خییلیا باشه و ارتباط برقرار کردن باهاش زیاد سخت نیست. نویسنده انقدر بی پول شدن رو راحت و ساده ترسیم کرده که وسط فیلم آدم می ترسه از روزی که این بلا سر خودش بیاد!

بی پولی قشنگ بود، چون بیننده رو مجبور می کنه که بخنده! درسته فیلم راجع به بی پول شدن و بد بخت شدن و فقیر شدنه اما شما وسطای فیلم از خنده روده بر میشی! این خیلی خوبه چون تجربه ثابت کرده که ملت زیاد حوصله غم و غصه و بد بختی رو ندارن و اگه بخندونیشون خیلی راحت تر فیلمت معروف میشه! تازه از قدیم گفتن اگه میخوای به کسی حرفی بزنی و میخوای حرفت روش تاثیر بذاره، بخندونش و این کاریه که کارگردان این فیلم انجام داده. شما رو میخندونه و بعدا باهات حرف میزنه.

بی پولی قشنگ بود، چون وقتی بهرام رادان بی پول شد، مثل بقیه کسایی که تو فیلما بی پول میشن نرفت سراغ مواد مخدر و معتاد نشد، هرچند که رادان ثابت کرده به راحتی میتونه نقش یه انسان معتاد رو بازی کنه جوری که آدم فکر کنه این مادرزادی معتاد بوده! (مثلا شما فیلم سنتوری رو یادت بیاد کافیه!) اما کارگردان از این امکان استفاده نکرد و به اعصاب بیننده رحم کرد. بهرام رادان تو این فیلم حتی دوست معتاد هم داشت، اما دوستش هم تو این فیلم قرار بود ترک کنه و این خیلی خوب بود.

و در آخر، بی پولی قشنگ بود، چون لیلا حاتمی در اوج بی پولی و فقر حاضر نشد حتی پنج هزار تومن پول حرام وارد زندگیش بشه و این هم یه نکته مثبت دیگه برای این فیلم به حساب میاد.

ببخشید طولانی شد. در آخر باید بگم که بی پولی فیلم قشنگی بود و توصیه می کنم اگه این فیلم رو ندیدید حتما ببینید و اگه دو نفری ببینید که خیلی بهتر است حتی! :دی

پی نوشت: من آخرشم یادم نیومد هدفم از نوشتن این مطلب چی بود! شما به بزرگی خودتون ببخشید.

ارسال شده در نوشت. 2 دیدگاه »

خواستن توانستن است!

این پست رو نوشتم که بگم با گوشی موتورولا وی تری آی هم میشه وبلاگ رو آپدیت کرد و خداوند شفای عاجل عنایت نماید انشا الله

ارسال شده در نوشت. ۱ دیدگاه »

از لحاظِ اِبی – 1

*بوسه بر ماه

*تو را نگاه می کنم

*توضیح: ابی خواننده ایه که صداش به شدت تاثیر گذاره ، شعر هایی که انتخاب می کنه معمولا خیلی زیبا هستن و باعث میشه تاثیر صداش بیشتر بشه. برای مثال، این دو تا آهنگی که لینکش دانلودشون اون بالاست. یه روز که داشتم تو سایت ایران ترانه می چرخیدم و آهنگ گوش میکردم به این 2 تا آهنگ رسیدم و از اینکه این دو تا نشنیده بودم تعجب کردم. البته این تقصیر محمدِ! چون یه بار یه سری آهنگ از ابی سِلِکت کرد که معمولا اونا رو گوش می کنم و این دوتا توش نبود و باید نسبت به این موضوع پاسخگو باشه! به هر حال آهنگ های بسیار زیبایی هستن. نمیگم دانلود کنید و گوش کنید، چون ممکنه همین الان هم این دو تا آهنگ رو که تو آلبوم “طلوع کن” هستن، داشته باشید. لینک دانلود هم برای کسایی گذاشتم که شاید این آلبوم رو نداشته باشن. در مجموع باید بگم که آهنگ های بسیار زیبایی هستن که گوش کردنشون رو به شدت توصیه می کنم.

متن ترانه بوسه بر ماه:

خالی از بغض هميشه … پرم از ستاره امشب
اگه خوابم اگه بيدار … با منی دوباره امشب

شب برگشتن آينه … شب نو کردن تن پوش
شب بوسيدن ماهو … شب وا کردن آغوش

واسه گم کردن اندوه … امشب اون شب دوباره س
شب پيدا شدن تو …شب ديدار ستاره س

تو رو پيدا کردم امشب … بعد شبهای مصيبت
بعد دل بريدن از من … بعد دل بستن به غربت

تو رو پيدا کردم امشب … وقت گم شدن تو رويا
وقت پوشيدن مهتاب … وقت عريان تماشا

متن ترانه تو را نگاه می کنم:

تورا نگاه مي‌كنم كه خفته‌اي كنار من … پس از تمام اضطراب ، عذاب و انتظار من
تورا نگاه مي‌كنم كه ديدني ترين تويي … و از تو حرف مي‌زنم كه گفتني ترين تويي

من از تو حرف مي‌زنم شب عاشقانه مي‌شود … تو را ادامه مي‌دهم ، همين ترانه ميشود
كاش به شهر خوب تو مرا هميشه راه بود … راه به تو رسيدنم ، همين پل نگاه بود

مرا ببر به خواب خود كه خسته‌ام از همه كس … كه خواب و بيداري من هر دو شكنجه بود و بس
من از تو حرف ميزنم شب عاشقانه ميشود … تو را ادامه ميدهم ، همين ترانه مي‌شود

تو را نگاه مي‌كنم كه خفته‌اي كنار من … پس از تمام اضطراب ، عذاب و انتظار من
تو را نگاه مي‌كنم كه ديدني ترين تويي … و از تو حرف مي‌زنم كه گفتني ترين تــــــــويي …

ارسال شده در نوشت. ۱ دیدگاه »

مشکل اجرا نشدن فایل های اجرایی + راه حل

امروز به صورت کاملا تصادفی و بدون اطلاع قبلی وسط کار تو شرکت کامپیوتر محترم اعلام کردن که “بنده اجرای فایل های exe رو به صلاح نمیدونم!” حالا مارو داری، دچار افسردگی شدیم که یعنی چی این حرف! خوب مثل بچه آدم کارتو بکن دیگه! این کارا چیه؟ و خلاصه کلی با جناب کامپیوتر صحبت و رایزنی کردم، ولی خوب به خرجش نرفت که نرفت و همچنان بر روی حرف خودش باقی موند. مشکل اینجا بود که هیچ کدوم از فایل های اجرایی، که اصولا وظیفشون اجرا شدنه!، اجرا نمی شدن. پیغام خطایی که میداد اینجوری بود که میگفت من نمیدونم این فایل رو باید با چی اجرا کنم، (مثل حالتی که یه فایل با پسوند ناشناخته دارید و ویندوز ازتون میخواد که بهش بگید اون فایل رو باچی باید باز یا اجرا کنه)

هر کاری که به ذهنم می رسید انجام دادم، حتی ویندوز رو یه بار repair کردم ولی افاقه نکرد. (حالا بماند که repair کردن ویندوز باعث شد درایور کارت گرافیکم هم بپره و هر کدوم از آیکون ها بشن این هوا!. نمیدونم از خوش شانسیم بود، از چی بود، فایر فاکس اجرا میشد! خلاصه دست به دامن گوگل (سلام الله) شدم و افتادم به جون سایت ها و وبلاگ ها و دنبال یه راه حل که مشکل رو حل کنم.

همینجوری که میگشتم، رسیدم به این سایت. تو این سایت یه سری فایل بود که رجیستری رو درست می کرد. یکی از فایل ها که مربوط به فایل های اجرایی بود رو دانلود کردم و اجراش کردم و کامپیوتر رو restart کردم و مشکل حل شده بود. مشکل اینجا بود که ویندوز یادش رفته بود چه بلایی باید سر فایل های اجرایی بیاره و اونا رو چجوری باید اجرا کنه و این فایلی که دانلود کرده بودم، تنظیماتش رو به حالت پیش فرض بر میگردوند. این مشکل ممکنه برای هر کسی و به دلایل مختلف پیش بیاد. مثلا بعضی وقتا سیستم شما ویروسی میشه و وقتی ویروس رو پاک می کنید، این مشکل پیش میاد. به هر حال این مشکل مربوط به File Association میشه.

همونطور که گفتم ممکنه این مشکل برای هرکسی و به دلایل مختلف و برای فایل های مختلف پیش بیاد. به همین خاطر توصیه می کنم فایلی که لینکش رو آخر این مطلب میذارم و حجمش فقط 23 کیلوبایته رو دانلود کنید و در صورت بروز مشکل احتمالی ازش استفاده کنید. این فایل شامل 31 فایل مربوط به رجیستری میشه وهر کدوم مشکل یه نوع فایل رو حل می کنه.

البته تو اون سایته توضیح داده که اگه مشکل تو اجرا شدن فایل های اجرایی باشه، ممکنه فایل regedit.exe رو هم اجرا نکنه که برای اجرای اون باید Ctrl+Alt+Del  بزنید و برید تو Task Manager  و اونجا برید تو File  در حالی که Ctrl رو نگه داشتید روی Open کلیک کنید. اینجوری Command Prompt باز میشه و اگه اونجا بنویسید regedit رجیستری رو باز می کنه و اونجا باید فایلی که میخواید رو Import کنید. البته ممکنه Task Manager  هم اجرا نشه و اونجاست که باید قید ویندوز تون رو بزنید و یکی دیگه نصب کنید.

Fix File Association.rar

پی نوشت:

1) دلیل اینکه یه مدت نمینوشتم یه سری مشکلات بود که البته هنوز هم هست و امیدوارم زودتر حل بشن، دعا بفرمایید.

2) نماز و روزه همه هم قبول باشه انشالله

ارسال شده در نوشت. 2 دیدگاه »

در آسمان ترين زمين ستاره زد ، سلام کن

شراب مي دهند هان ، دو دست را سبو بگير
دو دست را بلند کن ، بلند شو وضو بگير

سبو وضو گرفته با ، شراب سرخ چشم تو
وضو گرفته با گلاب ناب سرخ چشم تو

بيا و سرمه اي به سايه هاي پلک شب بکش
تو سرخي انار را به لب بزن ، به لب بکش

عبير و عود و مشک را سپند دانه دانه کن
چراغ داغ باغ را تجلي جوانه کن

طلوع دفع شمس را به صبح من غزل بگو
دو بيت از شکر بخوان ، سه مصرع از عسل بگو

به احترام نور او قيام کن ، قيام کن
در آسمان ترين زمين ستاره زد ، سلام کن

میلاد امام زمان بر همه مبارک. امیدوارم تو این روزای زیبا دل همه شاد باشه و مشکلات همه حل بشه. راستش امروز یه حس عجیبی دارم. مشکلی که نزدیک به 2 سال باهاش سر و کله میزدم قراره امروز حل بشه و اگه این اتفاق بیوفته زندگیم وارد مرحله جدیدی میشه. اینکه مشکل من باید تو شب میلاد امام زمان حل بشه به شدت حس خوبی بهم میده و منو به فکر فرو میبره. احساس می کنم هنوز خدا فراموشم نکرده (البته خدا که هیچ وقت بنده هاشو فراموش نمی کنه!) به هر حال فعلا بیشتر از این نمیتونم بنویسم.

راجع به شعر و آهنگ هم باید بگم که این شعر و آهنگی که گذاشتم مربوط میشه به برنامه ستاره زد سلام کن که تو اعیاد مذهبی چند وقت پیش از تلویزیون پخش میشد. به نظرم کار فوق العاده ایه. شعر این کار مال یه شاعر جوون به نام حافظ ایمانی و خواننده این کار فرمان فتحعلیان‌ه. پیشنهاد می کنم حتما این آهنگ رو گوش کنید. خیلی زیباست.

برای دانلود اینجا کلیک کنید.

ارسال شده در نوشت. ۱ دیدگاه »

پروردگارا دلهاي ما را ميل به باطل مده

رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ

” آل عمران 8″

پروردگارا دلهاي ما را ميل به باطل مده ، پس از آنکه هدايت کردي و به ما از لطف خود رحمتي کن که تو بخشنده بي منت هستي .

رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ

“مومنون 109″

پروردگارا ما به تو ايمان آورديم تو از گناهان ما درگذر و در حق ما مهرباني کن که تو بهترين مهرباناني .

رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا

” کهف 10″

پروردگارا تو در حق ما لطف کن و بر ما وسيله رشد را فراهم کن .

رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ

” بقره 250″

پروردگارا به ما شکيبايي بده و ما را ثابت قدم گردان و بر شکست کافران ياري فرماي .

ربنا – با صدای استاد شجریان

*این پست رو هدیه می کنم به همه کسایی که از شنیدن صدای استاد موقع افطار لذت میبرن و به صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران عرض می کنم که هر کسی این حق رو داره که نسبت به پخش غیر قانونی و بدون مجوز آثارش اعتراض کنه و صدا و سیما باید از استاد عذرخواهی میکرد. مسلما در این قضیه حق با استاد شجریانه و صدا و سیما با اظهار نظری که مسئولینش کرد آبروی خودش رو بیشتر از پیش برد. البته یه سری هم یه حرفایی راجع به استاد زدن که البته فقط در شان خودشون بود. حالا خوبه استاد ربنا رو استثنا دونسته بود و اجازه پخش اون رو به احترام ماه رمضان داده بود گرنه به کافر و ملحد و بی دین محکوم میشد!

ارسال شده در نوشت. بیان دیدگاه »

از لحاظِ آینده نگری

- هنگامی که به دستشویی وارد می شوید، قبل ازانجام هرگونه کاری از وصل بودن آب مطمئن شوید!
- همیشه 2 الی 3 دبه 20 لیتری آب تو خونه داشته باشید
-  وجود آفتابه در خانه الزامی است!
-  هنگامی که با قعطی آب مواجه شدید به جایی زنگ نزنید، چون دلیل قطعی آب ترکیدگی لوله هاییه که شرکت مخابرات یا گاز یا برق و غیره هنگام کار باعثش شدن! پس آرامش خودتونو حفظ کنید و به اعصابتون مسلط باشید.
-  تن ماهی در یخچال داشته باشید! چون ممکنه این قطعی آب طول بکشه و شما نتونی غذا درست کنی و خوب از گشنگی میمیری!
- جعبه کمک های اولیه، پتو، رادیو، چراغ قوه را از کمد بیارین بیرون چون ممکنه بعد از قطعی آب، برق هم بره و در همین اثنا یه هواپیما مستقیم بیاد بخوره به طبقه بالایی شما و خونه رو سرتون خراب بشه و شما مجبور بشید چند روزی رو تو کوچه بخوابید (البته اگه زنده بمونید!)
- به هیچ وجه در خانه ماهواره نداشته باشید (البته این قضیه ربطی به قطع بودن آب و اینا نداره و برای اینه که اونوریا کلا میخوان ذهن شما رو منحرف کنن و سیاه نمایی کنن و ممکنه شما رو دعوت به انواع اعتراضات کنن که ممکنه یکیش این باشه که شیر آب رو همینجوری باز بذارید تا اعتراض خودتون رو به گوش همه برسونید! که البته اگه این کار رو بکنید نه تنها آب قطع میشه، بلکه سر ماه که شد، سازمان آب از خجالتتون در میاد!)

فعلا همین تا بعدا اگه مطلبی به ذهنم رسید بازم بیام بنویسم.

پی نوشت ها:

1. این مطلب به شدت زرد است!

2. این مطلب در اوج عصبانیت نوشته شده است

ارسال شده در نوشت. بیان دیدگاه »