اصلاح الگوی مصرف – قسمت اول – پارک کردن!

امسال سال اصلاح الگوی مصرفه و ما باید تلاش کنیم تا الگوی مصرف رو به هر نحوی که شده اصلاح کنیم تا الگوی مصرف اصلاح بشه! (حالا این یعنی چی من خودم هم نفهمیدم هنوز!) یکی از چیزایی که به شدت باید الگوی مصرفش اصلاح بشه بنزینه و یکی از کارایی که تو اصلاح الگوی مصرف بنزین نقش مهمی داره، رانندگیه، و یکی از کارایی که تو رانندگی برای هر کسی دونستنش واجبه و بلد نبودنش باعث هدر رفتن بنزین میشه، پارک کردنه! تا حالا توجه کردید یه پارک ساده ماشین چقدر میتونه طول بکشه و بعضیا چجوری ماشین رو پارک می کنن؟

طرف داره با ماشینش تو خیابون میره، بعدش یهو یه جای پارک خالی می بینه و یهو یادش میوفته که ئه، من تو این ساختمونه کار دارم! حالا سرعتش هم یه ذره زیاده، با بدبختی، 200 متر جلوتر ماشین رو نگه میداره و از عابر هایی که نزدیک بوده باهاشون تصادف کنه عذر خواهی می کنه! به عقب نگه می کنه می بینه 5 تا ماشین پشتش منتظرن تا این آقا ماشینش رو حرکت بده و اونا برن دنبال کار و زندگیشون! این دوست ما یه چند تا فحش بد زیر لب میده و پیش خودش شعور اونا رو زیر سوال میبره که شما که می بینید من میخوام اونجا پارک کنم، چرا اومدید پشت من واستادید!

یه ذره ماشین رو حرکت میده و اونا با بدبختی ماشین هاشونو از پشت ماشین این آقا در میارن و میرن. این دوستمون یه نگاه به عقب می کنه و می بینه که ماشین نیست، پس میذاره تو دنده عقب و یکی از دستاشو میندازه پشت صندلی شاگرد و شروع می کنه به دنده عقب رفتن و انقدر میره و میره و جای پارک رو هم رد می کنه و 10 متر عقب تر توقف می کنه. دوباره یه نگاه به جای پارک عزیزش می کنه و میذاره دنده 1 و تا میاد حرکت کنه یه تاکسی میاد جلوش توقف می کنه و یکی از مسافرا مشغول پیاده شدن میشه!

مسافر یه پیرمرده که خوب نمیتونه راه بره و کلی طول می  کشه تا بخواد در رو باز کنه و از ماشین بیاد بیرون و وقتی هم که میاد بیرون یه 5000 تومنی میده به راننده و مشغول صحبت با راننده میشه و میگه که پول خورد نداره و راننده هم شروع می کنه پول جور کردن برای اینکه بقیه پول پیرمرده رو بده و دوستمون همینجوری داره نگاه می کنه و حرص میخوره! چند تایی بوق میزنه ولی کسی محلش نمیذاره!

خلاصه، تاکسی حرکت می کنه و میره و این بنده خدا با عصبانیت شروع می کنه به حرکت و با سر ماشین وارد جای پارک میشه، اما جای پارک اونقدر بزرگ نیست که دوستمون بتونه ماشین رو پارک کنه! دوباره دنده عقب میگیره، از جای پارک میاد بیرون و تصمیم میگیره پارک دوبل بزنه! اما خوب از اونجایی که این کار رو هیچ وقت خوب یاد نگرفته استرس خاصی میاد سراغش! تصمیمش رو میگیره و شروع می کنه به پارک دوبل زدن.

دفعه اول موفق نمیشه چون فاصله اش با ماشین کناری خیلی کم بوده و نزدیک بود که کلی خرج صافکاری رنگ بمونه رو دستش! دفعه دوم هم موفق نمیشه چون فرمون رو دیر برگردونده و با 5 سانت عقب تر رفتن باید منتظر جرثقیل باشه که ماشین رو از تو جوب در بیاره. برای بار سوم امتحان میکنه و این دفعه حواسش رو خیلی جمع می کنه و دقت می کنه و …. موفق میشه و شاد خوشحال و سربلند، با غرور از ماشین پیاده میشه و اینور و اونور رو نگاه میکنه و در ماشین رو قفل می کنه و کتش رو میپوشه و به سمت ساختمونی که کارش اونجا بوده حرکت می کنه!

همونطور که دیدید تو این صحنه اگه 20 لیتر بنزین نسوخته باشه، دیگه 5 لیتر که سوخته و این مقدار میتونست خیلی کمتر از این باشه! بنده پیشنهاد می کنم یه دوره تخصصی فشرده پارک کردن برای همه راننده ها گذاشته بشه و همه مجبور باشن توش شرکت کنن و این باعث میشه که بنزین کمتری سوزونده بشه و ترافیک کمتری ایجاد بشه و کلی هم تو وقت صرفه جویی میشه. همچنین میشه این آموزش رو به کودکان پیش دبستانی داد که چجوری ماشین های اسباب بازیشونو پارک کنن تا تو آینده مشکلی براشون پیش نیاد و اصولا باید هر مشکلی رو به صورت ریشه ای حل کرد!

پی نوشت:

1)خدمت دوستانی که منتظر یه پایان خنده دار برای قصه اون بنده خدا که داشت ماشین رو پارک می کرد هستن باید عرض کنم که اون وقتی کارش تموم شد و داشت از ساختمون میومد بیرون دید پلیس داره ماشینش رو با جرثقیل میبره، چون جلوی سطل آشغال پارک کرده بوده! خیالتون راحت شد؟ حالا برید دنبال کارتون!

عکس ها از اینجا و اینجا

ارسال شده در نوشت. بیان دیدگاه »