گر پدر مرد، تفنگ پدری هست هنوز…

گرگ ها خوب بدانند در این ایل غریب … گر پدر مرد، تفنگ پدری هست هنوز

گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند … توی گهواره چوبی پسری هست هنوز

آب اگر نیست نترسید که در قافلمان … دل دریایی و چشمان تری هست هنوز

دکتر زهرا رهنورد

توضیح:

کاری به این ندارم که چه حرف و حدیث هایی برای شاعر این شعر وجود داره و همچنین کاری به مسائل سیاسی و درگیری هایی که الان هست ندارم.

از وقتی این شعر رو شنیدم، به شدت تحت تاثیر قرار گرفتم و بد جوری ذهنم رو درگیر خودش کرده. اگه یه ذره مسئولین فرهنگی این کشور عاقل باشن، بهترین استفاده رو از این شعر می تونن بکنن.

ارسال شده در نوشت. بیان دیدگاه »

جوگیری!

البته دیگران هم در این باره حرف زیاد زدن …

و بنده هم قصد داستان سرایی ندارم…

و اینکه الان من در این مورد حرفی بزنم چیزی از ارزش های این موضوع کم نمی کنه…

و خلاصه اینکه:

انسان را سگ بگیرد، اما جو نگیرد!

ارسال شده در نوشت. بیان دیدگاه »