سال 87 سلام! گفتم این آخرای عمرت برات چند خطی بنویسم بلکه یه ذره آروم شدم و اینکه عبرتی باشه واسه سالهای بعد که مثل تو نباشن!
خوب اول بگو ببینم چطور مطوری، خوبی؟ بله، بایدم خوب باشی! تو خجالت نمی کشی؟ حیا نمی کنی؟ خوب که چی انقد گند بودی؟ اعصاب واسه ما نذاشتی تو! ما هر روزمون گند تر و مزخرف تراز دیرزمون بود! اینه رسمش بی مروت؟ آره؟ اینه رسمش؟ پس اون دعای اول سالمون چی میشه؟ اون حول حالنا الی احسن الحال تکلیفش چیه؟ اصلا اینا به کنار، تو خودت فهم و شعور مگه نداری؟ نمی فهمی نباید انقد گند باشی؟ نه دیگه، نمی فهمی دیگه!
ما کلی امسال رو تو حساب باز کرده بودیم، گفتیم ایشالا که سال خوبیه، واسمون پر از خیر و برکته، مشکلاتمون حل میشه، اما دریغ و صد افسوس که تو با ما راه نیومدی، خودتو گم کردی، نخواستی با ما کنار بیای. ما وقتمت زیاد دادیم بِهِتا! اما تو خودت نخواستی، فکر کردی که تا ابد هستی، به این فکر نمی کردی که ممکنه یه روزم بهار بیاد و نوبت این شه کاسه کوزتو جمع کنی و بری، آره داداش، زندگی همینه، فرصتت کمه، باید استفاده می کردی!
اصلا سال چی بودی، سال موش، ای تو روح هر چی موشه! اصلا من از بچگیم از موش بدم میومد! همیشه دوست داشتم تو تام و جری اون گربه بزنه پدر موشه رو در بیاره! بزنه نابودش کنه که متاسفانه هیچ وقت اینجوری نمی شد و یه بلای سر اون گربه مفلوک میومد. تو هم همینجوری بودیا، هر بلایی سر ما خواستی آوردی، هر کاری دوست داشتی کردی، اما خوب دیگ وقت رفتنته، دیگه باید جمع کنی جور و پلاستو.
ها؟ چی؟ داری گریه می کنی؟ دیگه چه فایده داره عزیز من! اونوقتی که داشتی بلا سر ما میاوردی باید فکر این روز می بودی، اونوقتی که ما همش منتظر بودیم یه اتفاق خوب بیوفته و تو هی چوب لاچرخ ما می کردی باید یادت می بود، اون موقع که ما آرزوی داشتیم حداقل یه روز خوش داشته باشیم و تو گند میزدی به روزای خوش ما و گریه ما رو در می آوردی باید به فکر می بودی که بالاخره نوبت خودتم میشه. آره برادر من، الانم پاشو، پاشو آب غوره نگیر، اشک تمساح ریختن هیچ دردی و دوا نمی کنه!
خوب دیگه، بسه، پاشو، پاشو کم کم بار و بندیلتو ببند که داره دیر میشه، اون یکی سال منتظره تو بری، گفته اگه تو باشی عمرا نمیاد! خوب حقم داره، به چیه تو دل خوش کنه؟ راستی، چقدم طولانی بودیا! اسفندت 30 روز بود، یعنی میشه 366 روز! اما خوب دیگه، اگه 2000 روزم بودی باید یه روز می رفتی. برو بشین یه گوشه یه ذره تفکر کن، تعقل کن، ببین چه بلاهایی سر ما آوردی، بلکه خدا از سر تقصیراتت بگذره.
خداحافظ!