…..
آقا سال نو مبارک، ایشالا سال بسیار خوبی داشته باشید سرشار از موفقیت و مشکلاتتون حل بشه…..
فعلا همین تا بعدا بیام بیشتر توضیح بدم.
….
…..
آقا سال نو مبارک، ایشالا سال بسیار خوبی داشته باشید سرشار از موفقیت و مشکلاتتون حل بشه…..
فعلا همین تا بعدا بیام بیشتر توضیح بدم.
….
سال 87 سلام! گفتم این آخرای عمرت برات چند خطی بنویسم بلکه یه ذره آروم شدم و اینکه عبرتی باشه واسه سالهای بعد که مثل تو نباشن!
خوب اول بگو ببینم چطور مطوری، خوبی؟ بله، بایدم خوب باشی! تو خجالت نمی کشی؟ حیا نمی کنی؟ خوب که چی انقد گند بودی؟ اعصاب واسه ما نذاشتی تو! ما هر روزمون گند تر و مزخرف تراز دیرزمون بود! اینه رسمش بی مروت؟ آره؟ اینه رسمش؟ پس اون دعای اول سالمون چی میشه؟ اون حول حالنا الی احسن الحال تکلیفش چیه؟ اصلا اینا به کنار، تو خودت فهم و شعور مگه نداری؟ نمی فهمی نباید انقد گند باشی؟ نه دیگه، نمی فهمی دیگه!
ما کلی امسال رو تو حساب باز کرده بودیم، گفتیم ایشالا که سال خوبیه، واسمون پر از خیر و برکته، مشکلاتمون حل میشه، اما دریغ و صد افسوس که تو با ما راه نیومدی، خودتو گم کردی، نخواستی با ما کنار بیای. ما وقتمت زیاد دادیم بِهِتا! اما تو خودت نخواستی، فکر کردی که تا ابد هستی، به این فکر نمی کردی که ممکنه یه روزم بهار بیاد و نوبت این شه کاسه کوزتو جمع کنی و بری، آره داداش، زندگی همینه، فرصتت کمه، باید استفاده می کردی!
اصلا سال چی بودی، سال موش، ای تو روح هر چی موشه! اصلا من از بچگیم از موش بدم میومد! همیشه دوست داشتم تو تام و جری اون گربه بزنه پدر موشه رو در بیاره! بزنه نابودش کنه که متاسفانه هیچ وقت اینجوری نمی شد و یه بلای سر اون گربه مفلوک میومد. تو هم همینجوری بودیا، هر بلایی سر ما خواستی آوردی، هر کاری دوست داشتی کردی، اما خوب دیگ وقت رفتنته، دیگه باید جمع کنی جور و پلاستو.
ها؟ چی؟ داری گریه می کنی؟ دیگه چه فایده داره عزیز من! اونوقتی که داشتی بلا سر ما میاوردی باید فکر این روز می بودی، اونوقتی که ما همش منتظر بودیم یه اتفاق خوب بیوفته و تو هی چوب لاچرخ ما می کردی باید یادت می بود، اون موقع که ما آرزوی داشتیم حداقل یه روز خوش داشته باشیم و تو گند میزدی به روزای خوش ما و گریه ما رو در می آوردی باید به فکر می بودی که بالاخره نوبت خودتم میشه. آره برادر من، الانم پاشو، پاشو آب غوره نگیر، اشک تمساح ریختن هیچ دردی و دوا نمی کنه!
خوب دیگه، بسه، پاشو، پاشو کم کم بار و بندیلتو ببند که داره دیر میشه، اون یکی سال منتظره تو بری، گفته اگه تو باشی عمرا نمیاد! خوب حقم داره، به چیه تو دل خوش کنه؟ راستی، چقدم طولانی بودیا! اسفندت 30 روز بود، یعنی میشه 366 روز! اما خوب دیگه، اگه 2000 روزم بودی باید یه روز می رفتی. برو بشین یه گوشه یه ذره تفکر کن، تعقل کن، ببین چه بلاهایی سر ما آوردی، بلکه خدا از سر تقصیراتت بگذره.
خداحافظ!
چند روز بیشتر به روز تاریخی و باستانی چهار شنبه سوری نمونده و همه دارن کم کم خودشونو آماده این روز می کنن تا مراسمی در شان و منزلت این روز برگزار کنن. با عنایت به این مساله که این روز مثل 22 بهمن و ایام انتخابات، یکی از روز های سرنوشت ساز ایرانه و همه باید حضوری فعال توش داشته باشن و به این وسیله مشتی محکم به دهن همدیگه و همینطور استکبار جهانی و آمریکای جنایتکار و اسرائیل غاصب بزنن، طرز تهیه یک چهار شنبه سوری در خور فرهنگ 7000 ساله مردم ایران به سمع و نظر شما خواهد رسید که انشاالله با توجه به نکاتی که عرض می کنم، یه چهارشنبه سوری هرچه با شکوه تر رو شاهد باشیم!
ابتدا مواد لازم (یادداشت بفرمایید):
روز چهارشنبه سوری 1عدد/ کوچه و خیابان هرچی بیشتر بهتر / مواد قابل اشتعال مانند مبل و صندلی و چوب تیر و تخته و غیره به مقدار لازم / بنزین، نفت، گاز، الکل، و کلا مواد آتش زا 70 80 گالن/ سیگارت برای هر نفر 10 بسته 50 تایی/ نارنجک (اعم از جنگی و غیر جنگی) برای هر نفر 10 عدد / کلاشینکف، ژ-3، یوزی، ام پی فایو، و کلا سلاح های قابل حمل برای هر نفر 1 عدد / آر پی جی، بازوکا 10 عدد / تانک و نفر بر به میزان لازم / زن حامله 3 عدد! / پیرمرد رو به موت 4 عدد / پیرزن بستری در سی سی یو 7 عدد / ماشین 206 که 20 میلیون خرج سیستمش کرده 1 عدد / آهنگ خشگلا باید برقصن 1 عدد / مردم شرکت کننده در مراسم هر چی بیشتر بهتر (تعداد افرادی که در مراسم شرکت می کنن نقش مهمی در هرچه با شکوه تر شدن مراسم و محکم تر کوبیده شدن مشت یاد شده دارد!)
طرز تهیه:
اول باید تمامی مواد لازم رو از هر جا که می تونید به سرعت تهیه کنید چون واقعا وقتی دیگه نمونده! از 3 روز مونده به چهار شنبه سوری شما روزی 3 عدد سیگارت روشن می کنید و میندازید تو خیابون، این نشون میده که همه باید کم کم آماده بشن و خوب به خاطر این اطلاع رسانی مردم برای شما و خانواده و هفت جد و آبادتون دعا می کنن! شما این کار رو ادامه می دید و یه روز مونده به چهار شنبه سوری تعداد سیگارت ها رو به عدد 10 افزایش میدید.
روز چهارشنبه سوری، روز واقعه است! اما نباید هول شد! باید با برنامه ریزی و دقت خاصی تو این روز عمل کرد! از صبح ساعت 6 صبح همه وسایلی که در اختیار دارید رو با دقت چک کنید. ساعت 9 بچه های کوچیک رو بفرستید تو کوچه و بهشون سیگارت بدید تا هر 5 دقیقه یه بار یه دونه روشن کنن. این تعداد در ساعت 12 باید تا عدد 20 افزایش پیدا کنه (یعنی هر 5 دقیقه 20 تا!) از ساعت 1:30 کلیه فعالیت ها باید متوقف بشه.
راس ساعت 3 هرکی هرچی نارنجک داره باید بریزه تو کوچه! جوری که زن های حامله، پیرمردها و پیرزن های که موجود هستن هرچه سریع تر بار و بندیل رو ببندن و به دیار باقی بشتابند! از ساعت 3 رسما دیگه نباید کسی آروم و قرار داشته باشه، هرکی هر مواد قابل ترکیدن داره باید بریزه تو خیابون، بکوبه تو دیوار،و خلاصه باید از همه چی مایه گذاشت! از ساعت 6 که هوا تاریک میشه مبل و صندلی و تیر وتخته رو بریزید وسط خیابون و بنزین رو هم روش و آتشی درست می کنید که رستم نکرد! گور بابای زردی من از تو و سرخی تو از من، خر نشی بپری از روشا! این آتیش با اونی که قدیما بوده فرق می کنه! این آتیش فقط برای این روشن میشه که شما دید کافی داشته باشی و بدونی چیکار داری می کنی!
تجربه نشون داده یه مدت که از مراسم گذشت، یه سری نیروی نظامی تحت عنوان پلیس و بسیج قصد اخلال در روند برگزاری مراسم رو خواهند داشت شما نباید به هیچ عنوان کم بیارید و باید با اسلحه و نارنجک جنگی از خودتون دفاع کنید! اونا به تعداد نیرو هاشون اضافه می کنن و شما تانک و نفربر هارو، رو می کنید و نمیذارید اونا جمع صمیمانه شما رو به هم بزنن! با آر پی جی و بازوکایی که در اختیار دارید میزنید هرچی اتوبوس و مینی بوس مربوط به اوناست و میترکونید! باز هم تجربه نشون داده که اونا عقب نشینی می کنن و شما برای اینکه این پیروزی ارزشمند رو جشن بگیرید آهنگ خشگلا باید برقصن رو توسط یه 206 که 20 میلیون خرج سیستم ماشینش کرده پخش می کنید و از همه اونایی که خشگل هستن میخواید که رودروایسی رو بذاره کنار و بیاد وسط. کم کم ساعت به 10 نزدیک میشیم و صداهایی مثل گرومپپپپپپ، بوممممم، تققققق، تبدیل شده به چَغَلِ چوغول و چیغی چَغل و گوپس گوپس و دیس دیس و مردم از حالت آماده باش نظامی در اومدن و مشغول تفریح هستن و میزنن و می رقصن و می نوشن از اون جام، که اون نیروهایی نظامی که عقب کشیده بودن، اینبار هم جلو میکشن، هم … و خلاصه شما هم که دیگه سلاحی در اختیار ندارید مجبور میشید یا متفرق شید یا تسلیم! که اگه راه دوم رو انتخاب کنید بیچاره میشید!
خوب خانوما و آقایون عزیز، خسته نباشید! واقعا خسته نباشید! شما با این کارتون نشون دادید که به فرهنگ و ادب و سنت های اصیل ایرانی چقدر پایبند هستید و از اون دفاع کردید! اصلا هم در مورد اون عزیزانی که به ملکوت اعلا رفتن، حتی اون زن های حامله، عذاب وجدان نداشته باشید، بالاخره اونا هم عمرشون به این دنیا نبوده و تازه اونجا الان جاشون خیلی بهتره و مشغول حوری بازی! هستن! بالاخره هر چیزی به بهایی داره که باید پرداخته باشه و اونا هم جونشون رو در راستای دفاع از سنت های ایرانی فدا کردن! خوب دیگه، پاشید برید سر کار و زندگیتون، مراسم تموم شد! امیدوارم از این برنامه لذت برده باشید!
پ.ن: من واقعا متاسفم واسه این مردم کوته فکر ابله!، همین!
از اونجایی که پشتوانه تاریخی 7000 ساله ما بعضی وقتا هیچ کمکی به ما نمی کنه و ما در بعضی شرایط دچار کمبودو گاها فقدان فرهنگ می شیم، لازمه که در بدیهی ترین امور زندگی هم فرهنگ سازی بشه که خدای نکرده مشکلی برای کسی پیش نیاد. در راستای این فرهنگ سازی و اینکه وبلاگ نویسا هم از جمله افرادی هستن که این وظیفه خطیر به عهده اوناست، لازم دیدم چند خطی در این مورد بنویسم.
اولین نکته و یکی از مهم ترین نکات استخر رفتن اینه که قبل از ورود به آب حتما حتما لباسهاتونو در بیارید! این لباس درآوردن چند تا فایده داره! اولیش اینه که لباساتون خیس نمیشه! دومیش اینه که وقتی تو آب هستید احساس سنگینی نمی کنید! سومیش اینه که موبایل و کیف پول و بقیه وسایل تو جیبتون خیس نمیشه و الی آخر! البته این رو هم توجه داشته باشید شما بعد از درآوردن لباس در رختکن مخصوص و به دور از چشم بقیه! تن پوشی به نام مایو که در فارسی لباس شنا نامیده شده به تن می کنید که به هر حال رعایت خیلی از مسائل رو کرده باشید!
دومین نکته که باید رعایت کنید اینه که قبل از ورود به آب حتما دوش بگیرید. البته منظور از دوش گرفتن این نیست که لیف و سنگ پا و رو شور وردارید و برید زیر دوش آب لنگر بندازید! نه! فقط یه دوش کوچیک بگیرید که بدتون یه ذره خیس بخوره و کم کم به آب عادت کنه!
سوم اینکه قسمت دستشویی استخر با خود استخر جداست و شما نباید تو آب کاری انجام بدید، چون سیفون نداره و ممکنه مشکلاتی به وجود بیاد که خوب از این بحث سریع رد میشیم!
چهارم اینکه وقتی میخواید مهارت های ذاتی خودتون رو به نمایش بذارید و شیرجه بزنید تو آّب، حتما دقت کنید که سمت قسمت عمیق باشید! لازمه که اینجا این نکته رو یاد آور بشم، اصولا استخر ها از دو قسمت کم عمق و پر عمق یا عمیق تشکیل میشن که شما باید دقت کنید موقع شیرجه زدن حتما سمت قسمت عمیق باشید چون ممکنه کله مبارک با کف استخر برخورد کنه و اون قسمت سوراخ بشه و آب استخر کم کم تموم بشه و شما از فیض شنا کردن محروم بشید! یا اینکه بپرید رو یکی که داره تو آّب شنا می کنه که اونوقته که خر بیارید و باقالی بار کنید!
پنجم، ببینید ملت کدوم وری شنا می کنن، شما هم همونوری شنا کنید! یا طولی، یا عرضی (یه اینجا بیا و آدم باش! خوب وقتی همه دارن عرضی شنا میکنن، تو با شنا کردن در راستای قطر استخر چیو میخوای ثابت کنی؟)
ششم، در استخر هیچگونه جانور آبزی، اعم از ماهی، غورباقه، کوسه، نهنگ، لاک پشت، خرچنگ، خرس، طوطی و غیره زندگی نمی کنه، لطفا وسایل شکار مثل قلاب، تور، تفنگ شکاری، چاقو، ساتور، سرنیزه و غیره با خودتون نبرید که بد ضایع میشید.
و در آخر چند نکته کوتاه، استخر برای استفاده است نه مصرف! در مصرف استخر صرفه جویی کنید!، آب استخر شفا بخش نیست، پس اگه بیماری پوستی حاد دارید و به امید شفا میخواید برید استخر دست نگه دارید!، با بچه ها مهربان باشید، اونا گل های باغ زندگی هستن نه جانور دو زیست که بتونن 10 دقیقه زیر آب بمونن!
و در پایان یک پیشنهاد: لذت خوردن ماالشعیر ساده بهنوش (اینا که شیشه اش قهوه ایه) + لیمو تازه + چیپس رو از دست ندید. خوش بگذره!
البته در اینکه گوسفند حیوان مفیدیه و برای ما خیلی فایده داره و ما از گوشت و پشم و چشم و پر و پاچه و کله این حیوون استفاده می کنیم و به هیچیش رحم نمی کنیم، هیچ شکی نیست ولی خوب اگه قرار بود انسان ها هم مثل گوسفندا باشن خوب اصلا گوسفند آفریده میشدن! و اگه گوسفند بودن برای انسان ها خوب بود دیگه اصلا انسانی نبود و اینا که حالا وارد جزئیات بحث نمیشیم! بحث کلی اینه که انسان با انجام یک سری امور بسیار ساده و پیش پا افتاده میتونه گوسفند نباشه که به اختصار در ادامه پست به اونا میپردازیم.
1. اگه شما از اون دسته از آدم ها هستید که تو خیابون، تو کوچه، تو بغالی، تو دانشگاه، تو صف نونوایی، یا هر مکان عمومی یا خصوصی دیگه چشم از دخترا بر نمیدارید و مدام چشمتون اینور اونور می چرخه و بعضی وقتا چهار تا میشه و وقتی دیگه خیلی بهتون فشار میاد صداهایی مثل اووووف، یا اوووووو ازتون در میاد، باید اعلام کنم که شما یک گوسفند هستید! بله، شما یک گوسفند هستید و به حرکات چشمی شما میگن چشم چرونی که البته “چرا” یکی از اعمالیه که حیوانات اهلی چهار پا، من جمله گوسفند برای ادامه حیات ازش استفاده می کنن! در حقیقت شما با این کارتون دارید نشون میدید که هیچ بویی از فرهنگ و دانش و عقل و تدبیر و تفکر که از شرایط آدم بودنه ندارید و خیلی راحت میشه اسم گوسفند روی شما گذاشت! خوب چجوری میشه اینجوری گوسفند نبود؟ خیلی راحته، اگه عمل چشم چرونی رو ترک کنید و به زن و بچه مردم به چشم وسیله بازی یا کالا یا وسیله ای برای رفع نیاز پنج دقیقه ای خودتون نگاه نکنید و یه مقدار روی کاری که می کنید، فکر کنید مطمئنا کم کم دیگه گوسفند نخواهید بود!
2. مترو یکی از جاهاییه که می تونید ثابت کنید گوسفند هستید یا نه! ببینید خیلی سادست! اگه از اون دسته از آدما هستید که نوشتهی “لطفا از دویدن و راه رفتن روی پله برقی جدا اجتناب کنید” رو می بینید و با این حال برای رسیدن به قطار نه تنها می دوید، بلکه می پرید!، اگه از اون دسته از آدما هستید که می چسبید پشت ملت و با کارت یا بلیط اونا وارد مترو میشید، اگه وقتی می خواید سوار قطار بشید از تمام زوری که توی بازوها و پاهاتون هست برای کنار زدن مردم و دویدن به سمت صندلی های خالی استفاده می کنید، اگه وقتی می بینید قطار پره، و ملت در حالت ام پی تری به هم چسبیدن و یه خانوم داره اون وسط خفه میشه و با این وجود ملت رو هل میدید و به زور خودتونو جا می کنید و بعدش فحش رو می کشید به راننده قطار که چرا حرکت نمی کنه!(حالا دلیل حرکت نکردن قطار اینه که در به خاطر وجود شما اون وسط بسته نمیشه!)، شما شک نکنید که به دلایل بالا، و یه سری دلایل دیگه، حتما گوسفند هستید! برای گوسفند نبودن هم این کارایی که نام برده شدانجام ندید! خیلی ساده است، نه؟!!
3. اگه از اون دسته از آدما هستید که وقتی تو ماشین نشستید و دارید رانندگی می کنید و سیگار می کشید و با تلفن همراه حرف می زنید، در طول یک کیلومتر، 100 بار لاین عوض می کنید!، اگه از اون آدما هستید که شب، با موتور سیکلت با سرعت 100 کیلومتر بر ساعت، تو کوچه تنگ، تک چرخ می زنید و داد و هوار راه میندازید، اگه آدمی هستید که می بینید سر چهار راه چراغ سمت شما قرمزه و ماشین های اون طرف دارن میان که از چهار راه رد بشن و شما به ماشین گاز می دید که رد بشید و اون وسط گیر می کنید و گند میزنید به چهار راه، اگه برای رد شدن از اتوبان شلوغ زیر پل عابر پیاده چشماتونو میبندید و از اینور به اونور دوان دوان میشید شما نه تنها گوسفند هستید، بلکه به درجه گاویت رسیدید که صد رحمت به گاو که وقتی میخواد از خیابون رد بشه اول به سمت چپ نگاه می کنه و بعد تا نصف خیابونو میره و بعد به سمت راست نگاه می کنه و به سلامتی از خیابون رد میشه!
4. اگه تو مکان های عمومی سیگار می کشید، گوسفند نیستید، چون حتی گوسفند هم میدونه نباید تو این جور اماکن سیگار بکشه!
5. اگه با موبایل ایرانسلتون (که لعنت خدا بر او باد!) شبا ساعات 2 به بعد زنگ می زنید به ملت و پشت تلفن هر و کر می کنید، شما اسکلید! چون هیچ کدوم از حیوونا خط تلفن ندارن!
به هر حال چیزایی که گفتم یک سری شرایط بود که صد در صد به عنوان یک گوسفند به حساب خواهید اومد و البته که شرایط بسیار زیادی وجود داره که شما می تونید در صورت نیاز گوسفند بودن خودتون رو ثابت کنید، اما چه خوبه که سعی کنیم آدم بمونیم و گوسفند نباشیم!