از اونجایی که بعد از انتشار آلبوم جدید احسان خواجه امیری همه عناصر ذکور جامعه تحت تاثیر قرار گرفتن و همصدا با هم این شعر رو زمزمه می کنن که “گریه نمی کنم نه اینکه سنگم، گریه غرورمو به هم میزنه … مرد برای هضم دلتنگیاش، گریه نمی کنه قدم میزنه” (البته تاکید روی مصراع دوم بیشتره!) و شوری عجیب تو جامعه افتاده و کسی دیگه سر از پا نمیشناسه و اصلا ول وله برپا شده و اینکه من نگران آینده جامعه هستم، لازم می دونم یه سری نکات رو گوشزد کنم!
نکته اول اینکه قدم زدن مختص فقط مرد ها نیست و البته و صد البته خانوم ها هم میتونن از این نعمت خدادادی استفاده کنن و لذت ببرن! اینو گفتم فردا خانوما صداشون در نیاد که ای وای آقایون دارن قدم زدن و مصادره می کنن به نام خودشون! (اصلا مگه قرار بوده کسی این کارو بکنه!)
نکته دوم اینه که گریه کردن هم فقط مخصوص خانوم ها نیست و اینو باید بدونن که مرد ها هم گریه می کنن و این یه امر کاملا طبیعی و بعضی مواقع غیر ارادیه. اصولا گریه هم از نعمت های خدادادی محسوب میشه که خدا تفکیک جنسیتی توش قائل نشده و استفاده از این نعمت برای عموم آزاده! اینم گفتم پس فردا خانوما نکن ای بابا باز شما دارید گریه می کنید، پاشید برید قدم بزنید و اینا (اینده نگری تا چه حد آخه!)
نکته سوم: برای تنویر افکار عمومی باید عرض کنم این مقوله دلتنگی و دلتنگ بودن به غذا و شکم و معده و اینا اصلا ربطی نداره و بحثش کاملا جداست! در نتیجه هضم دلتنگی هم به اون چیزایی که گفتم ربطی نداره و یه مسئله کاملا روحی روانیه! حالا از فردا باب نشه تو داروخونه ها که “داروی هضم دلتنگی رسید!” یا “با مهضم (نوعی داروی هضم دلتنگی!) دیگر نیازی به قدم زدن نیست!” یا “هضم دلتنگی در سوت سوم ثانیه!” پا نشی بری داروخونه بگی من پماد میخوام برای هضم دلتنگی ها! این قدم زدن هم بیشتر به هضم غذا کمک می کنه نه دلتنگی!
نکته چهارم: آقا من مطمئنم آمار اعتیاد به شدت در جامعه بالا میره! چرا؟ خوب ملت شروع می کنن به قدم زدن، بعد یه سری از این ملت که سیگاری نیستن، یه عده دیگرو می بینن که سیگاری هستن! بعد کم کم به فکر استعمال سیگار میفتن و همینجوری قضیه پیش میره تا اونجا که باید از توی جوب با خاک انداز جمعشون کرد! پیشنهادم اینه که تو خونه قدم بزنید و اگه خدای نکرده برای قدم زدن میخواید برید بیرون از خونه چشماتونو ببندید و توصیه های ایمنی رو هم جدی بگیرید!
نکته پنجم: آها این نکته مهمه! ببین! اگه برای هضم دلتنگی میری قدم بزنی، دلیل نمیشه چشم چرونی هم بکنی و دختر مردم رو دید بزنی که! اصلا نیازی نیست چشمت دنبال دختر مردم باشه ها، فقط به دلتنگی خودت فکر کن و زود هضمش کن و برو خونه، وگرنه اون دختره گیر می کنه تو گلوت و اونوقت باید یه فکری هم برای هضم اون هم بکنی!
نکته ششم اینکه اگه میخواید پیاده روی کنید و قدم بزنید برای هضم دلتنگی، یه مسیری رو انتخاب نکنید که آخرش به گریه بیوفتید! پا نشی از صادقیه تا پونک پیاده بری که چی؟ میخوای دلتنگی هضم کنی؟ که آخرش نه زانو برات بمونه نه کمر؟ ای بترکی! خوب گریه که راحت تره بابا!
و البته نکته که زیاده اما خوب این آخریشه! اصولا من موندم این شاعرای جدید این اشعار زیبا رو از کجاشون درمیارن و البته که معلومه از کجاشون درمیارن فقط معلوم نیست چجوری در میارن و با چه رویی در میارن! خدایی این شعره؟ مرد برای هضم…. آخه اینم شد ترانه؟ نه اصلا کل این آلبوم به نظرم زیر سواله! این آلبوم 10 تا آهنگ داره، من فقط از 3 تاش خوشم اومد و بقیه آهنگا ریتم تکراری و خسته کننده داشت. احسان عزیز هم نمی دونم از قصد یا از روی عمد یا چرا، وسط آهنگ پاپ و جایی که خوندن هیچ نیازی به تحریر زدن و چه چه زدن نداره، این کارو می کنه و میشه ضد حال! خوب همینجوری آلبوم خراب میشه دیگه، شما که این همه زحمت می کشی، به این قضیه هم دقت کن! به خدا صدای شما خوبه، نیازی به اثباتش نیست!
همین دیگه! تا شما مشغول تفکری ما بریم یه ذره دلتنگی هضم کنیم برگردیم!