از گوپس گوپس تا حسین حسین!

عدم برنامه ریزی صحیح مسئولین کشور برای جوونا و اوقات فراغتشون و کمبود فضاهای تفریحی و پایین بودن سطح کارهای فرهنگی باعث میشه یه سری ناهنجاری ها تو جامعه ایجاد بشه که تاثیرات بدی روی اون میذاره. یکی از مشکلاتی که الان تو جامعه ما به وجود اومده علاف گشتن جوونا تو خیابون با ماشینه. حتما دیدید تو خیابون ملت سوار ماشین میشن و از صبح تا شب از این ور شهر تا اون ور شهر از بالا تا پایین خلاصه علاف می گردن واسه خودشون.

جدای از اینکه این قضیه چقدر باعث هدر شدن بنزین و آلودگی هوا و مشکلات این چنینی میشه، مشکلی که به وجود میاد اینه که علاف گشتن آقایون برای مردم مزاحمت ایجاد می کنه. بار ها دیدم که مثلا یه خانومی که ظاهر و لباس ساده ای هم داره گوشه خیابون منتظره تاکسیه و بیا و ببین که این مردم چطور داوطلبانه قصد رسوندن اونو پیدا می کنن و با انواع و اقسام ماشینا از بنز و بی ام و گرفته تا پیکان! و 405 و 206 جلوش ترمز میزنن و آمادگی خودشونو برای رسوندن اون خانوم اعلام میکنن.

اکثرا کسایی که خیابون گردی میکنن، برای اینکه نظر دیگران رو به خودشون جلب کنن دست به کارایی مثل اسپورت کردن ماشین، یا گوش دادن به موسیقی با صدای بسیار زیاد (در حد ترکیدن شیشه های ماشین) میزنن. ماشین هایی رو تو سطح شهر میبینی که گوپس گوس و دیس دیس کنان از بغلت رد میشن و تو میمونی اینا مغزشون از چی ساخته شده که انقدر صدای ظبط ماشینشون بلنده و هیچگونه اثری از نا رضایتی یا اذیت شدن تو چهره اینا دیده نمیشه.

حالا تمام این قضایا و داستان ها به کنار، متاسفانه این قضیه تو محرم هم ادامه پیدا می کنه. تو محرمی که اکثر مردم دنبال این هستن که تو مجالس شرکت و کنن و این چند شب رو عزاداری کنن و با این کار یه صیقلی به دلشون بدن و … عده ای برای اینکه وقفه ای خدای نکرده تو خیابون گردیشون با صدای ظبط بلند پیدا نشه دست اومدن نوع موسیقی توی ماشین رو عوض کردن و با افتخار به عملیات چشم چرونیشون ادامه میدن.

یه عده مداحی پخش میکنن، چه مداحی هایی. به لطف برخی از دوستان مداح، همون ریتم گوپس گوپس حفظ شده و با دقت زیاده که شما متوجه میشی اینا دارن حسین حسین میکنن و خبری از دیس دیس و گوپس گوپس نیست. عده دیگه ای هم هستند که از برخی آثار خواننده ها که برای محرم آماده شده استفاده می کنن. مثلا چه آثاری؟ به عنوان مثال جناب بنیامین یه کاری دارن که توش می گن: بوی محرمش میاد، حسین با زینبش میاد، اصغر با گهوارش میاد الی آخر که واقعا چه شعر پر معناییه این شعر!! حالا اون عملیات مخ زنی چجوری ادامه پیدا میکنه؟ اینم باز چند حالت مختلف داره!! یه سری هستن اصلا محرم و غیر محرم براشون نداره و هر کاری دلشون بخواد انجام میدن. یه سری هم تو محرم شماره میدن، بعد محرم روابط لازم رو بر قرار می کنن!!!

واقعا این جور کارا در شان جوونای ایرانی نیست. کشوری که خودشو متمدن میدونه و ادعای مسلمونی داره که نباید وضعش این باشه. از صبح تا شب ول می گردی تو خیابون که چی بشه؟ به خدا امام حسین قیام نکرده و شهید نشده که ما فقط 10 شب تو سال تو سر و کله خودمن بزنیم و بعدش بدون اینکه کوچکترین تغییری تو زندگیمون، تو اخلاق و رفتارمون ایجاد بشه کارای اشتباه گذشتمونو تکرار کنیم. یه ذره بابا کنترل کنید خودتونو. زن و بچه مردم از دست شما  آسایش نباید داشته باشن؟ فکرکن یکی جلو پای خواهر خودت ترمز کنه و خواهرت سوار شه. چه حالی بهت دست میده؟(البته هستند کسایی که خواهرشون اصلا براشون مهم نیست و اصولا از مقوله غیرت و ناموس و اینا بی اطلاع هستن!!)

بد نیست اگه تو این ماه باید یه تغییری تو رفتار و کردارمون بدیم. خوبه آدم یه ذره حرمت این ماهو نگه داره، یه ذره تو این ماه تفکر کنه، بشینه ببینه کجای کاره، هدفش از زندگی چیه، به کجا می خواد برسه، اصلا امام حسین کی بود، چرا قیام کرد و ما چرا باید عزادار باشیم بعدشم، بد نیست تو این ماه یه استراحتی به گوش و مغز و اعصاب و روان و بقیه اعضای بدن بدیما!!! خوب تواین ماه آهنگ گوش نده با صدای بلند، به خدا هیچ کسی ناراحت نمیشه!!!.

پی نوشت: مسئولین محترم، یه فکری به حال ما جوان ها بکنید خواهشن. کشت مارا بی تفریحی!!!

ارسال شده در نوشت. 1 دیدگاه »

تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم

بعضی وقتا انقدر مشکلات به آدم فشار میاره که آدم دوست داره دهنشو باز کنه و انواع و اقسام فحش ها رو به همه بده. اگه پای درد و دل مردم بشینی همه در حال نالیدنن. یکی از روی شکم سیری، یکی از روی نداری. خداییش هم تو این چند وقته انقدر مشکلات زیاد شده اگه کسی هم از این وضع ناراضیه حق داره. نرخ بالای تورم، کسادی بازار، بیکاری، گرون شدن خونه و .. جون همه رو به لبشون رسونده.

یکی جوونه و موقع ازدواجشه اما انقدر مخارج ازدواج بالاست که جرات نداره حتی اسمشو بیاره. اون یکی سربازی و درسش تموم شده و در به در دنبال کار می گرده، اما نمی تونه پیدا کنه. یکی بچش مریضه، پول دوا درمونشو نداره، یکی صاحب خونه میخواد اساسشو بریزه تو خیابون، خلاصه هر کی یه جوری درگیره و مشکلات برای همه هست.

اما با وجود تمام این مشکلات و بدبختی ها، هرچی پیش خودم فکر می کنم، میبینم نمیتونم ایران رو دوست نداشته باشم. بعضی وقتا مشکلات انقدر فشار میاره که طاقتم تموم میشه و شروع میکنم به بد و بیراه گفتن به ایران و ایرانی و مسئول و زیر دست. اما یه ذره که میگذره پشیمون میشم. کاری به عملکرد دولت ها ندارم، نمی خوام نقد کنم کدوم خوب بودن یا نه. حرفم سر ایرانه. ایرانی با مشکلات ریز و درشت.

آره ایران رو دوست دارم، چون هویت منه، اصالت منه، گذشته منه، توش به دنیا اومدم، درس خوندم، عاشق شدم…

ایران رو دوست دارم، به خاطر سعدی و مولوی و رودکی. به خاطر عطار و بهار و شهریار. به خاطر حافظ و شاخه نباتش به خاطر لیلی و مجنون اش. به خاطر شیرین و فرهادش…

ایران رو دوست دارم به خاطر شمال و جنوبش، به خاطر غرب و شرقش، به خاطر ضامن آهوش…

ایران رو دوست دارم. به خاطر اسمش … ایران …

ایران رو دوست دارم به خاطر عید نوروزش، چهار شنبه سوری هاش، شب یلداش…

ایران رو دوست دارم، به خاطر محرم و صفر هایی که توش گریه کردم، به خاطر ماه رمضوناش و ربنای شجریانش و اذان موذن زاده…

خلاصه اینکه ایرانی ام و به ایرانی بودن خودم افتخار میکنم. می دونم دارم شعار میدم اما شعار دادن برای ایران رو هم دوست دارم…

ز پوچ جهان هیچ اگر دوست دارم              ترا، ای کهن بوم و بر دوست دارم
ترا، ای کهن پیر جاوید برنا                      ترا دوست دارم، اگر دوست دارم
ترا، ای گرانمایه، دیرینه ایران                  ترا ای گرامی گهر دوست دارم
ترا، ای کهن زاد بوم بزرگان                    بزرگ آفرین نامور دوست دارم

*شعر از اخوان ثالث

ارسال شده در نوشت. بیان دیدگاه »

دیوانه‌ تو

دیوانه کنی، هردو جهانش بخشی … دیوانه تو هر دو جهان را چه کند

ارسال شده در کوته نوشت. 2 نظرات »

وقتی اسرائیل یادمان می اندازد محرم از راه رسیده

یعنی نمیشه کسی اسم خودشو بذاره آدم و نسبت به جنایتی که داره تو غزه اتفاق می افته بی تفاوت باشه. نمیشه کسی دم از آزادی و حقوق بشر بزنه و این کشتار بی رحمانه رو محکوم نکنه. میشینن تو بوق و کرنا میکنن که آی ملت، هیتلر فلان قدر یهودی رو آتیش زده و حق یهودیا ضایع شده، مسئله ای که حتی درست بودنش مبهمه وکسی حق تحقیق راجع به اون رو نداره، میشه بمب رسانه ای و وسیله ای برای مظلوم نمایی یه عده صهیونیست و همه ازش دفاع می کنن اما وقتی زن و بچه و کوچیک و بزرگ زیر بمب های همین گرگ های گوسفند نما به خاک و خون کشیده میشن همه سکوت می کنن.

مگه گناه اونا چی بوده که اینجوری باید مجازات بشن؟ اون بچه های کوچیک چه گناهی دارن؟ این سازمان ملل به چه دردی می خوره پس؟ این شورای امنیت قشنگ! کجاست؟ اینایی که دارن زیر بمب و موشک تیکه پاره میشن آدم نیست مگه؟ مقه حقی ندارن؟ کی باید از اینا دفاع کنه؟ اینا سوال هاییه که هیچ وقت جواب داده نمیشه.

اما از این قضیه میشه خیلی چیزا رو فهمید. به وسیله این جنایتی که داره تو غزه اتفاق می افته میشه خیلی از اتفاق هایی که تو تاریخ افتاده راحت تر درک کرد. برا ی خود من سوال بود که تو کربلا چه اتفاقی افتاده. مگه اونایی که تو کربلا بودن امام حسین رو نمیشناختن،؟ مگه مسلمون نبودن؟ حالا اینا به کنار، مگه ندیدن زن و بچه همراه کاروان امام حسینه؟ برام سوال بود چجوری یه نفر می تونه انقدر بی رحم باشه که حتی از یه بچه شیرخوار هم نگذره؟ امروز جواب سوالم رو گرفتم. فهمیدم چجوری میشه بی رحم بود، چحوری میشه کشت و خندید و افتخار کرد و دست زد و هلهله کرد! چجوری میشه آدم نبود! واقعا چرا محرم باید اینجوری شروع بشه، چرا باید با خون همراه باشه، اونم خون یه عده آدم معصوم

آره دیگه محرم هم از راه رسید. ماهی که همه توش سعی میکنن خوب باشن، ماهی که شهر سیاه پوش میشه و عزادار. ماهی که همه به این فکرن که کدوم هیئت برن و این شبا کجا باشن.ماهی که میشه پاک شد، زلال شد،عاشق شد… این محرم رو بیایم راحت از دست ندیم، اگه عزاداری میکنیم، اگه سیاه می پوشیم، اگه گریه میکنیم، اگه سینه می زنیم، از روی عادت نباشه. بیاید شناخت خودمون رو، معرفت خودمون رو بالا ببریم. بیاید امام حسین رو بیشتر بشناسیم، بیاید عاشقش باشیم. کسی که خدا هم عاشقشه. از همه التماس دعا دارم.

ارسال شده در نوشت. 1 دیدگاه »

بنزین آزاد گران؟ چرا؟

تیتر روزنامه امید جوان: نفت ارزان شد، چرا بنزین آزاد همچنان در ایران گران است؟؟

آیا می دانید اینترنت اکسپلورر 6 بد است؟

وقتی یه روز تو یه بحثی رئیس شرکت گفت نود درصد بازدید کننده های سایت های ما رو کسانی تشکیل میدن که از اینترنت اکسپلورر 6 استفاده می کنند، مخم صوتی کشید که رعشه بر پیکره آسمان ها افتاد (بابا ادبیات!) آخه یعنی چی، 90 در صد ازIE6 استفاده میکنن؟؟ خوب چرا، مگه اونا تو این دنیا زندگی نمی کنن؟ مگه چیزی از IE7, Firefox, Opera, Chrome نشنیدن؟ خوب آخه عزیز من می دونی چه پدری از منی که دارم یه سایت رو آماده میکنم در میاد تا با این IE6 سازگارش کنم؟

مشکل یکی دوتا هم نیست، وقتی می خوای یه سایتو با IE6 سازگار کنی علاوه بر خیلی چیزا که باید حواست باشه، باید باگ های این مرورگر رو هم لحاظ کنی!! این یعنی چی، یعنی این که شما کد رو کاملا درست تو محیط استاندارد با کلی سلام و صلوات و نذر و نیاز نوشتی، موقع تست تو IE6 که میشه میبینی صفحه به هم میریزه، حالا هی بشین کد رو نگاه کن تو سر خودت بزن فحش بده به در و دیوار، قهر کن، گریه کن، نخیر، درست بشو نیست که نیست. بعد از انجام تمامی این مراسم مجبوری بیوفتی به جون گوگل که آقا این چرا اینجوریه. خلاصه بعد از کلی بالا پایین و اینور و اونور رو گشتن، به یه سایتی میرسی که میبینی نوشته این مشکل به خاطر وجود فلان باگه تو IE6!!!

مثلا فرض کنید 3 تا div دارید میخواید به یه سمتی float کنی (مثلا راست). حالا میخوای بهشون در همون سمت margin هم بدی. خوب تو IE7 و Firefox وبقیه دوستان مرورگر همه چیز طبیعی و نرماله و همه دارن تو صلح و صفا زندگیشونو میکنن. اما تو IE6 که تست میکنی، میبینی که نخیر فاصله بین div ها 3 پیکسل بیشتراز margin داده شدست! یعنی اگه 5 پیکسل margin داده باشی 8 پیکسل تحویلت میده!! خوب این یعنی در اومدن پدر کسی که برای اولین بار این مشکل براش پیش اومده.

یا مثلا یه مشکل دیگه، شما تو IE6 نمیتونی عنصری مثل div داشته باشی که خالی باشه و ارتفاعش کمتر از 30 پیکسل باشه!!!! یعنی چی یعنی اگه یه جا تو پیاده سازی سایت لازم باشه یه div ارتفاعش 7 پیکسل باشه و اون div خالی از محتوی باشه و فقط یه background-image داشته باشه، ارتفاع اون div،30 پیکسل نشون داده میشه!

اگه بخوام همینجوری بگم تا صبح باید حرف بزنم و این قصه سر دراز دارد. خوب یه ذره به فکر همنوعان خود باشید دیگه! مگه چه اشکالی داره وقتی ویندوز نصب میکنید یه Firefox که سلام و درود خدا بر او باد روش نصب کنید. از Firefox خوشتون نمیاد، خوب حداقل IE7 نصب کنید که این همه مشکل نداشته باشه. البته IE7 هم کم مشکل نداره ولی خوب از IE6 خیلی بهتره. به خدا اینجوری هم سرعت وبگردیتون بالا میره، هم وقت اون طراح و کد نویس بیچاره هدر نمیشه.

پی نوشت: برای حل مشکل اول باید display: inline رو به div ها اضافه کرد.

برای حل مشکل دوم 2 راه وجود داره. یا باید تو اون div خالی یه comment گذاشت، یا overflow:hidden; رو به styleاش اضافه کرد.

پی نوشت2: ماشالا راه حل ها از مشکلات خنده دار تر و مسخره تره!!

ارسال شده در نوشت. بیان دیدگاه »

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست؟

عشق است.

ارسال شده در کوته نوشت. 1 دیدگاه »

اتوبوس، نه!!!!!

به به!  چه مملکت گل و بلبل خوبی داریم به خدا، اصلا همه چی درسته و به لطف دولت های عدالت محور از اول انقلاب تا الان ( و احتمالا از الان تا مدتها بعد) هیچ مشکلی نداریم و خدایا شکرت که انقدر ما در رفاه مادی و معنوی به سر میبریم و امید به زندگی در ما افزایش پیدا کرده! اصلا کی گفته ما از صبح تا شب تو ترافیکیم؟؟ اصلا کی گفته ما هر جا بخوایم بریم باید 2 ساعت علاف شیم بلکه ماشین گیرمون بیاد؟ نه آقا، اینا همه سیاه نماییه علیه دولت!

مثلا ما دیروز قرار بود یه ذره زود تر بریم خونه که یه ذره بتونیم کمکی چیزی کنیم. ساعت 4:30 از شرکت راه افتادیم به سمت خونه، شرکت کجاست؟ ایرانشهر،خونه کجاست؟ پونک! مثل هر دفعه تا هفت تیر پیاده رفتم و اونجا ملتی رو حیران و سرگردان دیدم که در به در دنبال تاکسی بودن برن خونه اما دریغا که اگه شما پشت گوشتو دیدی، ما دیروز تاکسی دیدیم! نه که نباشه، تاکسی که بود اما هیچ کس اون مسیری که ما میخواستیم رو نمی رفت. دیروز انگار همه نذر داشتن برن ولیعصر! حالا هی ملت سرشونو میاوردن پایین گردنو کج میکردن آریاشهر، راننده ها یه نیگا می کردن، بعد می گفتن نه، ولیعصر! خلاصه، تا 5 حیران و سرگردان بودیم، دیدیم اینجوری نمیشه، باید یه فکری کرد، به سرم زد با مترو برم، یاد چند روز پیش افتادم که تو قطار یه لحظه فشار قبر رو با تمام وجود احساس کردم و تازه وقتی رسیدم به مقصد باز ملتی رو دیدم که همچنان متحیر بودن چجوری برن خونه، مگه ماشین پیدا میشد بیخیال مترو شدم..

گفتم چیکار کنم، چیکار نکنم، یه اتوبوس اومد، یاد مهران افتادم که با اتوبوس میره خونه وگفتم خوب یه بار هم اینو امتحان کنم شاید اصلا بهتر از تاکسی بود. خلاصه اینکه سوار شدم. از بخت خوبی که داشتم یه صندلی خالی بود و منم مثل بچه ای که بستنی چوبی دیده باشه! سریع به سمتش  رفتم و نشستم روش! گفتم خوب چیکار کنم حالا، هدفونم رو از کیفم درآوردم و شروع کردم آلبوم خورشید آرزو همایون رو گوش کردن. آقا نمیدونم از خستگی بود از چی بود 10 ثانیه نشده بود خوابم برد! با صدای زنگ اس ام اس موبایلم بیدار شدم دیدم همایون داره واسه خودش می خونه و اتوبوس تو ترافیک داره آروم آروم حرکت میکنه، یه نیگا به ساعت کردم، دیدم 5:55 یه نیگا به دور و بر کردم، دیدم نزدیک میدون توحیدم، گفتم زرشک، بعد از این همه مدت ما  تازه رسیدیم توحید؟؟ خوب اینجوری که من صبح هم نمیرسم.  اتوبوس هم که پر بود از ملتی که میخواستن برن خونه و ماشالا، هزار ماشالا به این دخترا که چقدر جیغ و داد کردن تو اتوبوس. آره دیگه اتوبوسه آروم آروم تو ترافیک وحشتناک ستارخان به سمت آریاشهر می رفت و من برای اینکه حوصله ام سر نره اینبار آلبوم قیژک کولی رو داشتم گوش میکردم.

آره، ما که میخواستیم زود بریم خونه دیشب ساعت 7 رسیدیم، اونی چی خسته و کوفته که مسلما از یه آدم داغون انتظار کمک نمیره! با خودم عهد کردم عمرا سوار اتوبوس تو این مسیر نشم و اگه شده پیاده میرم خونه، اما با اتوبوس نمیرم! فقط موندم این همه داد و بیداد میکنن  میگن مردم، ماشین شخصی بیرون نیارید، با تاکسی و اتوبوس برید سر کار و بیرون  و اینا فکرش رو هم کردن مردم باید با کدوم تاکسی و اتوبوس برن؟ خوب وقتی تاکسی ها هیچ کدوم هیچ وقت نیستن، مردم با چی برن اینور اونور؟ دلم به حال خودم میسوزه که هر روز 4 ساعت از عمرم رو تو این ترافیک مسخره باید سپری کنم.

پی نوشت بی ربط:

به زودی Blogroll وبلاگ رو راه میندازم.

ارسال شده در نوشت. 1 دیدگاه »

اتل متل توتوله، حبیب من واااااای؟؟؟؟!!!

قبل نوشت: این قضیه مال چند وقته پیشه، نه مال خیلی وقت پیشه، یعنی انقدر قدیمیه که دقیق یادم نیست مال کی ه!!

نوشت: آقا ما یه روز عصر داشتیم با تاکسی می رفتیم خونه، خوب طبق معمول تو ترافیک هم گیر کرده بودیم (البته موندن تو ترافیک که دیگه گفتن نداره اما خوب ما هم میگیم که گفته باشیم) و راننده هم رادیو ماشین رو روشن کرده بود. یه برنامه بود داشت از رادیو جوان یا رادیو پیام (اینم دقیق یادم نیست) (ماشالا حافظه!!!) پخش میشد به اسم مکس 95. این برنامه 2 تا مجری مثلا پر انرژی داشت که خیلی داشتن تلاش می کردن و خودشونو هلاک میکردن تا این برنامه جذاب باشه و اینا که خوب به نظر من اگه اون تلاشو برای ساختن یه برج میکردن 2 روزه تموم میشد و یه کار مفید هم تو زندگیشون کرده بودن و جماعتی هم صاحب خونه میشدن خیر دنیوی و اخروی هم براشون داشت!  ملت هم که زنگ میزدن و تومسابقه شرکت میکردن و ما هم هر هر به اطلاعات عمومی شون میخندیدیم و درود میفرستادیم به روان پاک معلماشون!

این مسابقه قسمتای مختلف داشت که خوب اصلا مهم نیست بگم چی بود، چون مثل بقیه مسابقه های رادیو تلویزیون ایران بود، اما یه قسمت داشت که نه تنها جالب نبود بلکه خیلی هم اعصاب خورد کن بود. تو این قسمت از شرکت کننده خواسته می شد تا شعرایی مثل اتل متل توتوله، یا یه توپ دارم قلقلیه، عمو زنجیر باف و هر شعری که در دوران کودکی برای کودک خونده میشه رو به صورت آواز سنتی در دستگاه های مختلف با صدای بلند بخونن! تازه مجریه کلی اصرار هم داشت که شرکت کننده ها تحریر هم بزنن و حبیب من و عزیزم و اینا هم بگن وسطش!!!

نه من میخوام بدونم تو این صدا و سیما، دور از جون، خدای نکرده، روم به دیوار، زبونم لال، کسی نیست یه ذره نظارت کنه ببینه ملت دارن چیکار میکنن؟ یا اینکه نظارت هست اما فکر میکنن کارشون خیلی درسته؟ یا اینکه فکر میکنن خیلی کارشون خنده دار بوده؟ شایدم میخوان موسیقی سنتی رو رواج بدن؟ یا اینکه میخوان امید به زندگی رو تو مردم افزایش بدن؟ یا شایدم میخوان اشتغال زایی کنن!؟؟؟ آخه این چه کار چرندیه که شما می کنین؟ اتل متل توتولهههه، حبیب من وای؟ خوب این کجاش خنده داره؟ چه جذابیتی داره؟ به چه قیمتی باید مردم رو خندوند؟ موسیقی تلفیقی درست کردید الان؟ الان شما آخرشید؟ یه ذره برا فرهنگتون ارزش قائل بشید خوب، چرا از مردم نخواستید این یه توپ دارمو پاپ بخونن؟ یا رپ؟ مگه موسیقی سنتی بچه سر راهی که هر کی میاد یه لگدی بهش میزه یه وری باهاش میره. خوبیت نداره به خدا. نکنید این کارو! تو این وانفسا که همه بزرگای موسیقی سنتی دارن به هر دری مزنن که این موسیقی نابود نشه، یه سری وطن پرست! 2 آتیشه اینجوری تیشه به ریشه اش بزنن، خیلی زور داره والا.

ارسال شده در نوشت. 2 نظرات »

زهی عشق!

نه دامیست، نه زنجیر، همه بسته چراییم     چه بندست، چه زنجیر که برپاست خدایا